گاهی افراد پس از پشت سرگذاشتن یک زندگی شکستخورده و ناموفق، دلتنگ رابطه قبل میشوند، برای رفع این دلتنگی راهکارهایی وجود دارد که روند دلتنگی را کاهش میدهد.
نباید فراموش کرد تمام روزهایی که در آن خاطره داشتیم به دلیلی از دست رفتهاند و سیاه شدهاند، شاید در زمان و مکان مناسب به شخصی نرسیدهاید، شاید در مورد فرد حاضر در زندگیتان اشتباه کردهاید و شاید هم خودتان را خوب نشناختهاید، اما دلیل جدایی شما هر چه که هست، باید لابهلای اتفاقاتی که افتاده، به دنبال خودتان بگردید و دلتنگی روزهای رفته را آرام کنید.
یک روانشناس بالینی گفت: زمانی که افراد میگویند دلم برایت تنگ شده است یعنی از عمق وجود یک خلا را تجربه میکنند که این حس با قلب احساس میشود.
فرضی معتقد است به زبان آوردن جملاتی مانند "دلم برایش تنگ شده است و دوست داشتم تمام دنیا را از دست میدادم تا آن عزیز را کنارم داشتم" و یا "دلم برای گذشتههایم تنگ شده برای با او بودن" از فکر کردن نشات می گیرد و نشان دهنده تعبیر و تقسیر ما از موضوعی است که در گذشته با آن رو به رو شدهایم، واژه دل به معنای قلب است اما دل احساسیتر عمل میکند و باعث میشود ما از کلمه دل استفاده کنیم.
فلسفه گفتن دلتنگی چیست؟
فرضی در گفتوگویی در خصوص فلسفه گفتن دلم برات تنگ شده، اظهار کرد: زمانی که یک رابطه عاطفی به سرانجام نمیرسد و افراد شکست عشقی میشوند و یا از عزیزی دور میمانند که نسبت به او تعلق خاطر یا تعلق عاطفی دارند، از جملههایی مانند دلم برایت تنگ شده، دلم برایش پر میزند، دلم برایش یک ذره شده است و یا دلم هوای او را کرده است، استفاده میکنند.
وی ادامه داد: زمانی که میگوییم دلم برایت تنگ شده است یعنی از عمق وجود یک خلا را تجربه میکنم یا با تصویر سازی ذهنی جای خالی آن عزیز را احساس میکنم، خاطراتش را در ذهنم مرور میکنم، در این لحظه دوست داریم این فرد کنارمان باشد و یا احساس تنهایی داریم، بدون آن عزیز زندگی برایمان معنا ندارد، این احساسات در واقع در مغز صورت میگیرد.
این روانشناس بالینی یادآور شد: علت اینکه در لحظهای مشخص دلتنگ کسی می شویم، این است که در آن لحظه نیاز شدیدی به وجود آن فرد داریم و او می توانست این نیاز را برآورده کند، احساس در دل انسان وجود دارد و دل نسبت به اجزای دیگر حساس تر است.
این روانشناس بالینی با بیان اینکه معمولا احساسات خود را تعبیر و تفسیر میکنیم، تشریح کرد: افراد اغلب به خود میگویند چرا بدون آن فرد نمی توانم لذت ببرم، چرا زمان دیر گذر است، دوست داشتم آن عزیز در این شادی با من سهیم باشد، چرا وقتی من همه چیز دارم آن عزیز کنارم نیست و من احساس میکنم هیچ چیزی ندارم و به این صورت ذهن خود را درگیر سوالات میکنند.
فرضی با تاکید بر اینکه درک کردن با تفکر همراه است، عنوان کرد: احساس در لحظه رخ میدهد و درک کردن تنها با تفکر امکان پذیر است، وقتی به زبان میآورم که دلم برایش تنگ شده و دوست داشتم تمام دنیا را از دست می دادم تا آن عزیز را کنارم داشتم، یا همه چیز دارم اما عشقم کنارم نیست، نمیخواهم چیزی داشته باشم تا زمانی که آن عزیز کنارم باشد؛ این حرفهای درونی از فکر کردن نشات میگیرد و نشان دهنده تعبیر و تقسیر از موضوع است که احساس دلتنگی را به وجود میآورد.
چرا از واژه دل به جای قلب استفاده میکنیم؟
این روانشناس بالینی با اشاره به اینکه افراد به دلایل مختلفی از واژه دل به جای قلب استفاده میکنند، خاطر نشان کرد: اغب افراد متوجه نمیشوند چرا به جای اینکه از واژه قلب استفاده کنند، واژه دل را به کار میبرند و یا از واژه دیگری استفاده نمیکنند؛ کلمه قلب در فارسی به دل تعبیر میشود؛ میتوان گفت که حالات روحی نظیر شادی، غم، ترس، اضطراب، تشویق و غیر آن بیشتر از هر عضو دیگری در قلب احساس میشود و انسان قلب را به عنوان عضو مرتبط با این حالات میشناسد.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/why7-we-miss.html
:: بازدید از این مطلب : 122
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0